روزهای عطش
در این روزهای محرم که هر دلی می تپد بنام حسین (علیه السلام ) ، دل دختر من هم بی قرار است در روضه های آقا امام حسین .وقتی با هم به مجلس روضه می رویم ، قلب کوچک دخترکم تندتر و تندتر می زند، وقتی چادرم را روی سرم می کشم و به کربلا و مصائب کربلا و ... فکر می کنم ، وقتی اشکهایم جاری می شود و دخترکم از زیر چادر با چشمان خیره و قلبی محزون و بغضی در گلو به من نگاه می کند ، با صدای هق هق گریه هایش به خودم می آیم و محکم در آغوش می گیرمش و دلم چاک چاک می شود... از دیدن اشکهایش که آن روزها کسی نبود اشک ...
نویسنده :
مامان زینب
16:14


